دبستان حضرت رقیه هدف: ارتباط بیشتر با دانش آموزان عزیز و اولیای گرامی و همکاران محترم |
|||
یک شنبه 1 آذر 1391برچسب:, :: 14:57 :: نويسنده : زینب حاجی عرب
مقدمه: در نظام جمهوري اسلامي جايگاه خانواده نشأت گرفته از جهان بيني و تعاليم عملي اسلام است و از آن به عنوان كانون اصلي رشد و تعالي انسان و ارتقاي ارزش هاي فرهنگي، اخلاقي، اجتماعي و عامل حفظ و صيانت ارزشهاي انساني، هويت فرهنگي، ديني و ملي ياد مي شود. قانون اساسي ما خانواده را واحد بنيادين جامعه معرفي كرده و معتقد است كه تشكيل خانواده زمينه ساز اصلي حركت تكاملي و رشد يابندهي انسان است. توافق عقيدتي و آرماني اصلي اساسي بوده و فراهم كردن امكانات براي نيل به اين مقصود از وظايف حكومت اسلامي است. وزارت آموزش و پرورش در نظام جمهوري اسلامي از جمله دستگاههائي است كه بيشترين ارتباط را با خانوادهها داشته و تقريباً ميتوان گفت تنها دستگاهي است كه با تمام خانواده ها در كشور ارتباط مستقيم روزمره دارد. مسؤوليتي كه نهاد آموزش و پرورش در انتقال ارزشها و باورهاي اعتقادي، ملي و فرهنگي و آماده سازي نسل آينده براي پذيرش مسؤوليت هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي بر عهده دارد، اين نهاد را ملزم ميكند كه به موضوع خانواده توجه جديتري داشته باشد. چون خانه و مدرسه در ايفاي اين وظيفه نقش مكمل يكديگر را دارند. نقش خانه و مدرسه در فرهنگ سازي، حفاظت و صيانت از فرهنگ اسلامي و ملي و مقابله با فرهنگ مهاجم بيگانه بر كسي پوشيده نيست. هم چنان كه نقش خانواده و مدرسه در رشد وفاق ملي، همگـرايي مدني و مشاركت عمومي درجهت ثبات سياسي، اعتلاي فرهنگي و توسعه و سازندگي انكار ناپذير است. مفاهيمي همچون عدالت، شجاعت و نيكوكاري، اعتماد متقابل، احترام، محبت، همكاري، ايثار، انتقاد پذيري، عفو و اغماض، انضباط و رعايت حقوق و حدود را فرزندان براي نخستين بار در محيط خانواده تجربه ميكنند و سپس در مدرسه به آموزش و تمرين آن مي پردازند. خوشبختانه آموزش و پرورش در چند سال اخير در كنار آموزش و ارتقاي دانش و آگاهي معلمان و فرهنگيان، به آموزش خانواده ها نيز همت گمارده است؛ زيرا بر اين اعتقاد است كه خانواده زماني به ايفاي مسؤوليتهاي خود به نحو مطلوب اقدام ميكند كه آگاهي لازم را داشته باشد. توانايي در گرو دانايي است. براي داشتن يك زندگي مطلوب كه اعضاي آن بتوانند وظايف خود را به نحو شايسته انجام دهند، كسب دانايي و آگاهي لازم است و اين مطلوب با افزايش راههاي توسعهي مشاركت خانه و مدرسه امكان پذير مي باشد.دلايل ضرورت آموزش خانواده: در خانواده والدين در موضعي هستند كه مي توانند به گونهاي رفتار كنند كه نتيجهي آن هدايت رفتار كودك باشد. بنابراين هنگامي كه كودك رفتار نامطلوب در منزل نشان مي دهد دليل آن مي تواند واكنش هاي نامناسب و ناهمسان والدين باشد. در واقع والدين ممكن است نادانسته رفتار نامناسب فرزند خود را تقويت كنند. از اين رو اصلاح رفتاري والدين، پيش نيازي است بر اصلاح رفتار كودك . دليل ديگر براي آموزش اولياء به جاي كار با كودك اين است كه والدين بيشترين وقت خود را با فرزند خود سپري مي كنند. از اين رو تأثيروالدين روي رفتار كودك به مراتب بيشتر از تأثير روابط درمانگر بر كودك است. كه البته اين امر دربارهي مربيان و معلمان مدارس نيز صدق ميكند. يكي از هدف هاي مهم آموزش اولياء ايجاد تغييرات مناسب در رفتار آنها در زمينهي ارتباط اولياء با فرزندانشان مي باشد. اكثر تظاهرات عاطفي را فرزند از والدين فرا مي گيرد.
الگوهاي متفاوت در رفتار والدين به واكنشها و عكس العملهاي مختلف فرزندان كه گاه سازگارانه و گاه ناسازگارانه است ميانجامد. در آموزش اولياء عقيدهي اصلي بر آن است كه والدين در هر سني ميتوانند فراگيرند و به توسعهي مهارت هاي خود بپردازند. (كانتور، 1995) اصولي كه كانتور درزمينهي آموزش اولياء ارائه مينمايد نه تنها مؤيد اين نوع آموزشهاست، بلكه ميزان علاقهمندي و تمايل والدين را به لحاظ حضوري در اين آموزشها روشن مي سازد. كانتور در اصل اول آموزش اولياء مي گويد: والدين قدرت فراگيري دارند، چون در جلسات آموزش گروهي والدين، اطلاعات گوناگون در زمينههاي متعدد بين والدين رد و بدل مي شود كه موجب توسعه و گسترش دانش و بينش آنها ميگردد. به علاوه از طريق مشاركت در كلاسها، والدين با عقايد و تجربيات مختلف و افكار جديد آشنا مي شوند و كاربردهاي هر روش را فرا ميگيرند. اصل دوم كانتور ميگويد: والدين علاقهمند به فراگيري هستند. اگر آنها در رابطه با فرزند خود با مشكلي روبرو شوند، چون مي خواهند فرزندانشان در آينده فردي موفق و خوشبخت باشند، لذا ميخواهند به هر ترتيبي راهحل مناسبي براي مشكل پيدا كنند. حتي اگر والدين به تنهايي قادر به يافتن راه حلي نباشند، از ديگران كمك خواهند گرفت. بدين جهت چون والدين دوست دارند و ميخواهند روشهاي مبارزه با مشكلات و رفتارهاي مناسب كودك را فراگيرند، بايد امكاناتي براي يادگيري آنها به وجود آيد. يكي از امكاناتي كه يادگيري آنها را مي افزايد، شركت در كلاس هاي آموزش اولياء است. كانتور در اصل سوم اعتقاد دارد، اولياء آن چيزي را ياد ميگيرند كه دوست دارند. با پيروي از اين اصل مهم موضوع بحث در كلاسهاي آموزشي بايد براي همهي شركت كنندگان جالب باشد و سرانجام در اصل چهارم آموزش اولياء آمده است: « والدين زماني چيزي را ياد مي گيرند كه به تجربهي روابط آن ها با فرزندانشان مربوط باشد ». به جز خواصي كه بر آموزش اولياء به لحاظ ارتباط و رفتار آنها با فرزندانشان مترتب مي باشد، آگاهي والدين از نحوهي رفتار آن ها با هم ديگر بر خوشايندي زندگي و استحكام و دوام خانواده خواهد افزود، و با آرامش و نشاط بخشيدن به جو خانواده و بهبود شرايط عاطفي، بر ميزان خلاقيت فرزندان و آرامش روحي و رواني آن ها افزوده خواهد شد. در آموزش هاي اولياء اطلاعات و آگاهي هاي تربيتي در زمينهي سلامتي جسمي و رواني و شاخص هاي رشد جسمي، عاطفي، هوشي و اجتماعي در اختيار والدين قرار خواهد گرفت. بنابراين آنها با بهرهگيري از چنين اطلاعاتي هر گونه اختلال در روند رشد هوشي، اجتماعي يا جسمي و عاطفي فرزندان خود را متوجه و در فرصت لازم و مقتضي با بهرهگيري از مشاورههاي كلينيكي، به رفع مشكل خواهند پرداخت. همچنان كه اشاره شد، آموزش و پرورش فرزندان در محيط مناسب خانوادگي يعني محيطي كه به لحاظ آگاهي و معرفت اولياء از شرايط عاطفي مناسب برخوردار مي باشد و والدين در نحوهي رفتار با همديگر و نيز با فرزندان بر اساس شيوه ها و معيارهاي تربيتي عمل ميكنند و فرصت هاي لازم براي تأمين نيازهايي چون ابراز وجود، محبت، احترام، نظم، امنيت، وجدان اخلاقي، تمايلات جنسي و اجتماعي را فراهم مينمايند و شيوه هاي تفكر و انديشهي صحيح را ترويج مي دهند، حاصل خواهد شد. شيوههاي مشاركت اولياء در آموزش و پرورش : همكاري اولياء دانش آموزان با مدرسه، با اين كه از قديم به دلايل مختلف داراي اهميت بوده است، در چند دههي اخير ضرورت اين مشاركت به علت وجود تحولات سريع اجتماعي و اقتصادي و تغييراتي كه در ارزش ها و روشهاي زندگي در جوامع پديد آمده، بيش از پيش محرز گشته است.
در قديم وظيفه ي مدرسه منحصر به انتقال دانش و معلومات به دانش آموزان بود. اما جامعه ي امروز، مدرسه را علاوه بر انتقال دانش و فرهنگ بشري ضامن رشد اجتماعي، عاطفي و سلامت و بهداشت رواني دانش آموزان مي داند. امروز از معلم انتظار ميرود كه بتواند براي دانشآموزاني كه از خانوادههاي مختلف با فرهنگها، آداب و رسوم، نيازها و انتظارات گوناگوني هستند، نه فقط يك معلم بلكه يك دوست، مشاور، راهنما و مددكار اجتماعي باشد و بتواند با درك موقعيت هاي دشوار بسياري از خانواده ها پاسخگوي انتظارات متنوع آموزشي و پرورشي فرزندان آنان باشد. آن چه مبرهن است توجه به اين نكتهي اساسي است كه معلمان قادر نيستند چنين مسؤوليتي را بدون شناخت خانواده و بدون تكيه بر امكانات و تواناييهاي اولياء و همكاري آنان در تقويت امكانات آموزشي و تربيتي مدرسه به عهده گيرند. در ساليان اخير، تحقيقات متعددي اثرات خانواده را بر سازگاري تحصيلي و رشد ذهني كودكان مورد تأييد قرار داده است. نتايج تحقيقي در كشور بلژيك عامل خانواده يعني رفتار، نگرشها، خصوصيات شخصيتي، ظرفيت ذهني و موقعيت اجتماعي اولياء را بيان كنندهي 70درصد تفاوت رشد ذهني كودكان 7 ساله مي داند. (پورتويس، 1987) . پژوهش ديگري در زمينه ي موفقيت تحصيلي كودكان و نوجوانان رابطه ي معني داري را بين برخي رفتارها و نگرش هاي اولياء و نتايج تحصيلي شاگردان مورد تأييد قرار مي دهد. (سگينر، 1983) بر اساس اين تحقيقات دانش آموزاني كه در مدرسه موفق مي شوند، غالباً تعلق به خانوادههايي دارند كه انتظارات بالا اما واقع گرايانه و متناسب با توانايي هاي فرزندان خود دارند. آنان به كودكان و كارهايشان توجه مي كنند و با نظارت بر تكاليف درسي، اختصاص دادن زمان، محل و امكانات لازم و كمك در تنظيم اوقات مطالعه و استراحت فرزندان خود از آنها حمايت مي كنند. ايـن نـوع تحقيقات نمـودار اين واقعيت است كه شـاگردان موفق، بيشتر از وجود اوليايي برخوردارند كه علاوه بر توجه به فرزندان خود، از تواناييها و مهارتهاي ضروري براي ايفاي نقش پدر يا مادر بهره مندند. اين دانشآموزان به خصوص از وجود مادراني برخوردارند كه ثبات عاطفي دارند، پرتحملند، به كودك اجازهي شكست داده، فرصت مي دهند تا مسائل خود را حل كند، و او را مورد قضاوت و مقايسه با ديگران قرار نمي دهند. اين مطالعات در زمينه ي اهميت فضاي عاطفي خانواده و اثرات رفتار تربيتي اولياء بر سازگاري تحصيلي و بر ايجاد عادات و خصوصيات مثبت رفتار كودكان و نوجوانان بسياري از محققان را به لزوم تقويت پيوند بين اولياء و مربيان و بهره گيري مدرسه از امكانات و تواناييهاي عظيم خانواده معتقد نموده است. يكي از پژوهشگران با ارائه ي نتايج يك همه پرسي در ايالات متحده آمريكا در مورد نظر معلمان در زمينه ي ارتباط با اولياء نشان مي دهد كه 90 درصد از معلمان در سطوح مختلف تحصيلي به سودمندي ارتباط بين خانه و مدرسه اعتقاد دارند و بر اين عقيده اند كه اين تعامل در افزايش شناخت متقابل خانه و مدرسه، كشف علائق مشترك، تقويت امكانات و مهارتهاي تربيتي هر دو طرف مؤثر است. (موليز، 1982) در همين زمينه نتايج تحقيقاتي در زمينه ي نقش تربيتي اولياء بر اين نكته تأكيد دارد كه راه حل بسياري از مسائلي كه امروز مدرسه با دانش آموزان دارد جز در كانون خانواده حل و فصل نمي شود. از طرف ديگر، پژوهشي در كشور كانادا در زمينه ي بررسي نظرات 957 نفر از اولياء در مورد رابطه با مدرسه، به تمايل شديد اولياء براي همكاري با مدرسه اشاره دارد. بر اساس اين تحقيق و تحقيقات مشابه ديگر، اكثر اولياء علاقمندند آموزشي دريافت دارند تا بتوانند به طور مؤثري بر تكاليف درسي فرزندان خود و برجريان تحصيل وي نظارت داشته باشند. (لارنت، 1993)
موانع همكاري در خانه و مدرسه: موانع عمده ي ارتباط اولياء و مربيان را مي توان به سه گروه تقسيم كرد: 1- عوامل مربوط به معلم : در مورد معلمان مي توان گفت كه گاه برخوردهاي نسنجيده و ناآگاهانه برخي از معلمان جرأت حضور در مدرسه را از اولياء مي گيرد. به طور مثال كمبود اعتماد به نفس كه مي تواند ناشي از عوامل مختلف از جمله كمبود تخصص حرفهاي باشد، باعث مي شود كه بعضي از معلمان در مقابل اولياء به خصوص اوليايي كه داراي تحصيلاتي بالاتر از آنان مي باشند، حالت دفاعي به خود بگيرند و مراجعه اولياء به مدرسه و نگراني آنان در مورد وضعيت تحصيلي فرزندانشان را به عنوان تهديد براي خود و زير سؤال قرار گرفتن روش ها و اقدامات آموزشي خود تلقي نمايند. از طرفي ممكن است برخي از معلمان به خصوص در مناطق محروم با داشتن پيش داوري در مورد اولياء بي سواد و مقصر دانستن خانواده، در امر شكست تحصيلي دانش آموزان نتوانند رابطه ي ثمر بخشي با اولياء برقرار نمايند. 2- عوامل مربوط به مدرسه: بسياري از جلسات مدرسه براي اولياء در محيطي خشك و رسمي با برنامه هاي مشابه و كسل كننده برگزار مي شود. اولياء معمولاً در تنظيم و تهيه ي محتواي برنامه ها نقشي ندارند و شنوندگان خاموشي محسوب مي گردند كه از آنان انتظار مي رود برنامه را آن طور كه برايشان تنظيم شده است دنبال كنند. محتواي برنامه ها در بسياري از مواقع تناسبي با نيازها و انتظارات اولياء كه داراي فرهنگ و نگرشهاي مختلف هستند، ندارد. از طرفي در اين جلسات جاي معلمان كه صاحب خانه هاي اصلي هستند، خالي است. در حالي كه حضور آنان نه تنها ضروري است بلكه عاملي مهم در جلب اولياء به مدرسه محسوب مي گردد. 3- عوامل مربوط به اولياء : موانع ارتبـاطي خـانه و مدرسه تنهـا به معلم ومدرسه محدود نمي شود. شرايط فرهنگي اجتماعي برخي از اولياء به خصوص تجربيات قبلي آنها از مدرسه مي تواند خود مانعي در راه ايجاد ارتباطات ثمربخش گردد. بسياري از اولياء از طبقات اجتماعي محروم، اطلاعات كافي در مورد مدرسه ندارند و از وضعيت تحصيلي و حقوق فرزندان خود با خبر نيستند . اينان مشكلات تحصيلي فرزندان خود را كمتر در ارتباط با شرايط سخت مادي، محدوديتهاي فرهنگي و روشهاي تربيتي خانواده مي بينند و دراكثر موارد آنها را به كمبود استعداد و تواناييهاي فرزندان خود نسبت مي دهند. از طرفي تصويري كه اين قبيل اولياء (كه اكثراً مدرسه نرفته و يا نتوانسته اند دورهاي را به پايان برسانند) از مدرسه دارند، همان گونه كه مطالعات كشورهاي ديگر نيز بر آن تأكيد داشته است (تدسكو، 1979) تصوير مدرسه اي است كه قضاوت و جريمه ميكند و بنابراين كمتر حاضرند در چنين محيطي حضور يابند. به خصوص كه مدرسه غالباً وقتي آنان را احضار ميكند كه فرزندشان دچار مشكلات درسي يا انضباطي شده باشد. بديهي است روشهاي معمول تشكيل جلسات در مدارس براي اين اولياء كه ذهنيت مثبتي از مدرسه ندارند موفقيت آميز نمي باشد. در مقابل اين گروه، اوليايي قرار دارند كه با سطح بالاي تحصيلات و داشتن نگرشهاي مثبت در زمينه ي همكاري با مدرسه، طالب مشاركت و همكاري نزديك با معلم و مسؤولان مدرسه در جهت رشد و شكوفايي فرزند خود مي باشند، اما روشهاي معمول و يك طرفه جلسات و محتواي برنامه ها مورد رضايت آنان نيست. برخي از عوامل موفقيت برنامه هاي همكاري خانه و مدرسه: موفقيت برنامه هاي همكاري بين خانه و مدرسه به عوامل مختلف وابسته است كه مهمترين آن همان گونه كه اشاره رفت، جلب مشاركت اولياء براي مراسم و فعاليتهاي مختلف و نه فقط براي شركت در انجمن اولياء و مربيان است.
انجـام كارهاي داوطلبانه، مشاهده ي فعاليتهاي معلم در كلاس، شركت در سخنراني در جلسات عمومي و در كميته هاي مشورتي. طبيعتاً برنامه هاي مؤثر همكاري خانه و مدرسه براي سطوح مختلف تحصيلي متفاوت مي باشد. در دوره هاي پيش دبستاني برنامه هائي موفق است كه مداومت داشته، به تقويت مهارتهاي تربيتي اولياء و حمايت از آنان بپردازد. در اين برنامه ها تعامل با اولياء بايد مستقيم و شخصي بوده و اهداف فعاليت براي اولياء كاملاً مشخص باشد. در دوره ي دبستان هدف از برنامه هاي همكاري اولياء و مربيان تجهيز اولياء به مهارتهايي است كه آنان بتوانند با نظارت بر تكاليف و وظايف تحصيلي فرزندان خود به آنان در دروس پايه كمك كنند. در بين اين برنامه ها ميتوان به طرح هايي اشاره كرد كه به منظور كمك به تغيير رفتار دانش آموز از طريق هماهنگ كردن فعاليتهاي خانه و مدرسه تهيه شده است. اين برنامه ها به نحوي تنظيم مي گردد كه پاسخ گوي نيازهاي خاص اولياء و جامعه ي محلي باشد. به طور مثال در مناطق محروم كه بخش عظيمي از اولياء بي سوادند، جلسات اولياء و مربيان بايد به توضيح كامل هدف ها و برنامه هاي آموزش و پرورش در مدرسه، معيارهاي ارزشيابي دروس، مشكلات تحصيلي دانش آموزان و چگونگي كمك به پيشرفت درسي و بهبود رفتار آنان بپردازد. برنامهي مؤثر همكاري اولياء و مربيان در دورهي راهنمايي و دبيرستان برنامه اي است كه ضمن آشنا كردن اولياء با انتظارات برنامه ي آموزشي مدرسه، به شناخت بيشتر اولياء از مراحل و مشكلات دوران بلوغ و نوجواني كمك نمايد و مهارتهاي لازم را براي روبرويي با مسائل نوجوانان و كمك به رشد متعادل شخصيت آنان، در اولياء ايجاد كند. پيش نهادهايي در توسعه ي مشاركت خانه و مدرسه: با توجه به اثرات مهم مشاركت و همكاري اولياء پيش نهادهاي زير در جهت نزديكتـر شدن خـانه و مدرسه ارائـه مي گـردد: اين پيش نهادها بر اساس تجربيات موفق برخي از كشورها و با توجه به مطالعات و تحقيقاتي است كه در ايران در زمينه ي همكاري خانه و مدرسه انجام گرفته است. 1- تشكيل جلسات بر اساس نيازها : براي جلب همكاري اولياء لازم است جلساتي در طي سال براي آنان ترتيب داده شود كه صرفاً به منظور رفع كمبودهاي مالي مدرسه طراحي نشده است، بلكه با توجه به نيازهاي خاص اولياء كه مي تواند در هر مدرسه شركت فعال داشته باشند طراحي شده- است. چنان چه جو حاكم در اين جلسات جو قبول و پذيرش يكايك شركت كنندگان باشد، اولياء احساس خواهند كرد وجودشان در جلسات لازم است و نقشي مؤثر در آموزش و پرورش فرزندان خود دارند. 2- تشكيل جلسات توسط معلمان : بر اساس بررسيهاي انجام شده، اولياء از جلسات محدودتر و كم جمعيتتر كه توسط معلم كلاس ترتيب مي يابد استقبال بيشتري مي نمايند. پيش نهاد مي شود كه دعوت كنندهي جلسات لزوماً مدير مدرسه نباشد، بلكه معلمان به مناسبتهاي مختلف والدين دانش آموزان كلاس خود را به مدرسه دعوت كنند. در اين جلسات معلمان فرصتي خواهند يافت تا ضمن گفتگو با اولياء در زمينهي مسائل خاص مربوط به كلاس با والديني كه كمتر در مدرسه ظاهر مي شوند و با توجه به مشكلات فرزندانشان لازم است همكاري بيشتر با مدرسه داشته باشند، به طرح مسائل مورد نياز بپردازند يا براي ملاقات خصوصي و جلب همكاري آنان قرار بگذارند. 3- آموزش مديران ومعلمان در زمينه ي ارتباط با خانواده : از آن جا كه موفقيت جلسات اولياء و مربيان در گرو مهارت ها و توانايي هاي ارتباطي مجريان و اداره كنندگان اين جلسات است پيش نهاد مي گردد كه مديران، معلمان و همهي كساني كه مسؤوليت ادارهي اين قبيل جلسات را به عهده دارند، در مورد ارتباط با اولياء و تفاوتهاي فرهنگي اجتماعي آنان و چگونگي ارائهي كمك هاي ضروري به آنان، آموزش جامع دريافت دارند. مسؤوليت برنامه ريزي براي آموزش مسؤولان و معلمان مدارس در زمينهي ارتباط با اولياء را مي توان از اداره كل آموزش ضمن خدمت انتظار داشت. ضمناً مراكز تربيت معلم مي توانند نقش مهمي در آگاه ساختن دانشجو معلمان در زمينهي ارتباط با اولياء داشته باشند. 4- انجام تحقيقات در مورد انجمن هاي اولياء و مربيان : به منظور بررسي اثر بخشي انجمن- هاي مدارس و تلاش براي بهبود آن، پيش نهاد مي گردد تحقيقات وسيعي از طرف انجمن اولياء و مربيان وزارت آموزش و پرورش، دانشگاهها و ساير مؤسسات آموزش عالي در زمينه ي نحوه ي اداره ي جلسات، محتواي برنامه ها، ارزشيابي آن و آزمايش راهها و روشهاي جديد اداره ي جلسات انجام گيرد تا مديران بتوانند با تكيه بر تجربيات خود و بهره گيري از اين نوع پژوهش ها تحولي در انجمنهاي اولياء و مربيان ايجاد نمايند. 5- فضاي مدرسه : لازمه ي از ميان برداشتن مرز ميان خانه و مدرسه فراهم نمودن محيطي است كه اولياء بتوانند آزادانه در ساعات مختلف بدون احساس مزاحمت به مدرسه رفت و آمد داشته باشند. معماري مدرسه و ترتيب فضاهاي مختلف داخل ساختمان عامل مهمي در فراواني مراجعه ي اولياء به مدرسه است. پيشنهاد مي گردد به هنگام طراحي فضاهاي آموزشي و در ترتيب دادن و تقسيم فضا براي فعاليت هاي مختلف آموزشي و پرورشي مدرسه، فضاها و مكان هاي خاصي نيز براي پذيرش اولياء در نظر گرفته شود تا اولياء به هنگام مراجعه به مدرسه در محيطي كه خصوصي بودن مراجعه ي آنان را تضمين نمايد، بتوانند با معلم، مشاور يا مدير مدرسه صحبت كنند يا در ساعاتي از روز بتوانند با حضور در اين مكان ها به انجام فعاليت هاي برنامه ريزي شده در جهت تكميل و تقويت آموزش و پرورش مدرسه بپردازند. 6- مسؤول رابطه با خانواده :از تجربيات مفيد در زمينه ي بهبود رابطه با اولياء كه ميتوان در ايران به خصوص در مدارس پر جمعيت و پر مسأله اجرا نمود،
طرح ميانجي يا واسطه ي خانه و مدرسه است. ميانجيگري، مجموعه فعاليتهايي است كه به وسيله ي افرادي با نام ميانجي يا مسؤول رابطه با خانواده انجام ميگيرد. وظيفه ميانجي كه لازم است قبل از تصدي اين پست آموزش جامعي دريافت كرده باشد، اين است كه از يك طرف با تنظيم فعاليتهاي خاص اولياء را به درك بهتر قوانين و انتظارات مدرسه و نظارت بيشتر تحصيل و رفتار فرزندانشان تشويق نمايد و از طرف ديگر به معلمان در درك بهتر مسائل خانوادگي دانش آموزان و شناخت عميق تر خصوصيات فرهنگي خانواده ها كمك كند. از وظايف ديگر ميانجي كه نقشي به مراتب وسيعتر از يك مشاور به عهده دارد، اين است كه با بررسي مشكلات خاص هر دانش آموز ضمن تماس با معلمان مختلف، با خانواده و در صورت لزوم با تماس و جلب حمايت سازمان هاي خارج از مدرسه (بنيادهاي فرهنگي، مذهبي، درماني، حقوقي و . . .) دانش آموزان را در رفع مشكلات مختلفي كه مانع ادامه ي تحصيل ثمر بخش و بهداشت و سلامت رواني آنان مي گردد، ياري نمايد. منــابع : 1. سعادتمند، زهره. دوازده رهنمود تربيتي براي اولياء و مربيان. اصفهان : انتشارات قاصد سحر،1380. 2. سعادتمند، زهره. تعليم و تربيت همگام با مراحل زندگي. اصفهان : انتشارات نشاط،1374. 3. شريعتمداري، علي. رسالت تربيتي و علمي مراكز آموزشي. تهران: سمت،1374.
4. Pourtois, J.P, Eduquer les parents, Ed. Labor,1987. 5. Seginer, R.,Parents' Educational Expectations and children's Academic Achievements: A Literature Review, Merril Palmer Quarterly 29, 1-23 , 1983. 6. Moles,O. Synthesis of Recent Researches on Parents Participation in children's education, Educatioal Leadership, 40, no, 2,4-47, 1982. 7. CCDE, 1981, in Pourtois, J.P.,Eduquer les parents, Ed. Labor, 1987. 8. St-Laurent et al, Enquete sur la collaboration ecole- famille au avebec. Revue Canadienne de psycho- education, 1993. 9. Teacher practices. The Elementary School Journal, 83,85-102. 10. Tedesco, E., Des familles parlent de pecole , Tournai, casterman, E3 , 1979. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() بسم الله الرحمن الرحیم این وبلاگ توسط زینب حاجی عرب مربی ورزش دبستان حضرت رقیه (س) و دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی ورزشی جهت نمایش برنامه ها و توانایی های دانش آموزان مدرسه و جهت اطلاع رسانی از فعالیتهای انجام شده دبستان حضرت رقیه(س) دستگرد برخوار اصفهان و تبادل اطلاعات با مدارس سراسر کشور افتتاح گشته .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سايت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنيد. امید است که اطلاعات مفیدی ارائه شود. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |